تبلیغات
چگونه آنطور که دوست داریم زندگی کنیم؟؟ - شانس در خانه شما را زده!!

جلوی باد دیوار نساز آسیاب بساز


آرشیو مطالب

دی 1390

تیر 1390

فروردین 1390

دی 1389

مهر 1389

شهریور 1389

مرداد 1389

تیر 1389

خرداد 1389

اردیبهشت 1389

فروردین 1389

.:: لیست کامل آرشیو ماهانه ::.



موضوعات

سخنان بزرگان

مدیریت زمان

ارتباطات

سخن زیبا

روانشناسی

موفقیت


لینک دوستان

حرفه ای ترین قالب های وبلاگ

پاتوق افراد پشت تریبونها

موفقیت


نویسندگان
درباره وبلاگ

09372738182
با ما در ارتباط باشید.
مدیر وبلاگ: مصطفی کاظمی



پیوند های روزانه

موفقیت

لیست کامل پیوندهای روزانه

ارسال پیوند


مطالب پیشین

ترس از موفقیت!

شما آدم موفقی هستید؟

نقش مدیران

حداقل شرط لازم برای موفقیت ... موفقیت ( قسمت سیزدهم )

برای دستیابی به آنچه تاکنون به آن نرسیده اید...موفقیت ( قسمت دوازدهم)

هرچه بیشتر و بدون انتظار پاداش ، به دیگران خدمت کنید... موفقیت ( قسمت یازدهم )

ما ، عامل شکست خودمان

فرصت ها به سراغ بالیاقت ها می روند

شانس در خانه شما را زده!!

موفقیت و خوشبختی هنگامی به دست می آید که ... موفقیت ( قسمت دهم )

تبدیل هدف به آرزو!!!

اگر می خواهید همه ی عمر شاد باشید ...

توجه نسبت به آینده باعث می شود كه ...

كار و كوشش ما را از سه عیب دور می دارد...

از کارمندان خود به موقع قدردانی کنید...

لیست کامل مطالب ارسالی


تبلیغات


تبلیغات



آمار بازدید

آمار بازدید :
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :


شانس در خانه شما را زده!!
مرتبط با : روانشناسی

شانس در خانه شما را زده!!


زندگی من هر روزش شده یأس و ناامیدی. به هیچ چیز خوش بین نیستم و احساس می کنم هر اتفاقی می افته باید به ضرر من باشه. فکر می کنم هیچ وقت نمی تونم به آرزوهام برسم و هر روزم سیاه تر از روز قبل است. دیگر حتی زندگی کردن معمول هم برای من پوچ  و بی معنی شده. دلیلی نمی بینم که درس بخونم، کار کنم و یا حتی رفتارهای معمول روزانه رو انجام دهم. انگار خورشید زندگیم کاملاً غروب کرده حتی خیال طلوعی دوباره هم نداره. احساس می کنم به بن بست رسیده ام و هیچ کس و هیچ چیز نمی تونه نجاتم بده.

 

روان شناسان علت این همه احساس و تفکر منفی را درماندگی های آموخته شده می دانند. این نظریه توسط عده ای مطرح می شود که معتقدند جهت دهی و رهبری فعالیت ها و رویه های زندگی بر عهده افکار و شناخت و نحوه تفکر و پردازش اطلاعات ذهنی در افراد است. همه ما در قبال رویدادهای زندگی خودآگاه و ناخودآگاه فکر می کنیم و به تعبیر و تفسیر آنها می پردازیم. این تعبیر و تفسیرها می تواند حتی از دوران کودکی نیز به ما آموخته شود.

 

اتفاقات خوب و بد با هم ممزوج هستند و این بی انصافی است که چشمان ما تنها سختی ها و مشقات را ببیند و  خوشی های آن را انکار کند.

مادری که با چنین تکیه کلامی با کودک خود رفتار می کند « تو نمی تونی» و یا عنوان می کند «فایده نداره به این موضوع بپردازی» و یا این عقیده را القاء می کند که: "روزگار و زندگی سراسر سختی است و اصلاً خوشی به ما نیومده " در همه این رفتارهای خود پشتکار و امید و تلاش و خوش بینی را در کودک خود به هلاکت می رساند.

 

گاهی نیز شاید خانواده القائات منفی نداشته باشند اما در اثر عدم تشویق تلاش و پشتکار و عدم تنظیم متعادل  انتظارات خود فرزند خود را امیدوار و مثبت اندیش تربیت نمی کنند. به عنوان مثال: زمانی که فردی برای رسیدن به یک خواسته تلاش مستمر دارد و به یک مشوق بیرونی هم نیازمند است، اگر در خانواده ای حضور یابد که هیچ حمایتی برای تلاش دریافت نمی کند و حرکتش برای خانواده با ارزش و مثبت قلمداد نشود می توان گفت با نوعی بی انگیزگی روبرو می شود که در بزرگسالی درماندگی درونی را ایجاد می کند.

 

درماندگی

 

اما همیشه مقصر خانواده نیست. ما به عنوان انسان هایی با اراده و دارای قوه تعقل و فکر می توانیم به فرایند زندگی پرتوهای انگیزه و امید و پشتکار را بیافشانیم. زندگی مملو از پستی و بلندی است. اتفاقات خوب و بد با هم ممزوج هستند و این بی انصافی است که چشمان ما تنها سختی ها و مشقات را ببیند و  خوشی های آن را انکار کند. نوع پردازش ذهنی ما برای دیدن خوشی ها و سختی ها به همراه هم بسیار مهم است. با توجه به عوامل ذهنی که داریم می توانیم رویدادها را تفسیر کنیم و حتی می توانیم گاه خود را عادت دهیم که حتی از دل سختی ها هم موضوع های خوب و مثبت را بیرون به کشیم.

 

 

در مجموع می توان افراد با درماندگی آموخته شده را با توجه به علل ذهنیشان این گونه دید.

عده ای که سبک اسناد منفی دارند و وقایع خوشایند را به علل بیرونی و ناپایدار و  وقایع ناخوشایند را به علل درونی، همیشگی، پایدار مثل توانایی و استعدادهای شخصی نسبت می دهند.

اگر بخواهیم در مورد منابع کنترل  و سبک اسناد در اشخاص صحبت کنیم. جالب است بدانید که افراد تعبیر و تفسیر وقایع و علل رویدادها را براساس چهار سبک اسنادی در ذهن شکل می دهند.

1- درونی پایدار.............. توانایی شخصی

2- درونی ناپدار.............. تلاش

3- بیرونی پایدار.............. دشواری تکلیف

4- بیرونی ناپایدار............ شانس.

مسلماً اگر موفقیت های خود را به توانایی و تلاش خود یعنی منابع درونی نسبت دهیم انگیزه بیشتری برای کوشش بیشتر خواهیم داشت. اما اگر موفقیت را به شانس واگذار کنیم، پشتکار ما به دلیل وابستگی به یک عامل غیر قابل کنترل کاهش می یابد. همین طور است اگر شکست را به منابع بیرونی مثل دشواری تکلیف ارجاع دهیم در دفعه های بعد برای تلاش مجدد پرانگیزه تر رفتار می کنیم در حالی که برخی افراد شکست را ناشی از توانایی خود می بینند و دلیلی برای ادامه ندارند.

مسلماً اگر موفقیت های خود را به توانایی و تلاش خود یعنی منابع درونی نسبت دهیم انگیزه بیشتری برای کوشش بیشتر خواهیم داشت. اما اگر موفقیت را به شانس واگذار کنیم، پشتکار ما به دلیل وابستگی به یک عامل غیر قابل کنترل کاهش می یابد.

لذا وقتی در شخصی درماندگی آموخته شده شکل می گیرد الگوی فوق هر گونه امید و تلاش را سد می کند و نتیجه حرکت را در ذهن به شکست های مجدد ختم می کند.

 

بنابراین الگوهای ذهنی در نحوه تفکر و کیفیت زندگی بسیار موثر است. چه خوب است که به توانایی های شخصی و البته پیش از آن به رحمت و لطف خداوند تکیه کنیم و بدانیم با تغییرات مثبت درون خود می توانیم نتایج پربارتری در زندگی بدست آوریم. و شانس را به تلاش و حرکت خود منوط بدانیم نه عوامل ناشناخته و غیر قابل کنترل.



»

نوشته شده توسط مصطفی کاظمی در جمعه 2 مهر 1389

نظرات ()


Powered By mihanblog.com Copyright © 2009 by movafaghiyat4u This Themplate By Theme-Designer.Com

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب میهن بلاگ

قالب جوان بلاگ

قالب ایران بلاگ

قالب رویا بلاگ

قالب پرشین بلاگ

حرفه ای ترین قالب های وبلاگ

دانلود رایگان

تم دیزاینر